دهان تنگی

لغت نامه دهخدا

دهان تنگی. [ دَ ت َ ] ( حامص مرکب ) صفت دهان تنگ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دهان تنگ شود.

جمله سازی با دهان تنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنگی گرفت بی تو دلم چون دهان تو تنگی مگر نصیب دلم زآن دهان ریید

💡 تنگهای شکر مصری بسی دیدیم، لیک شکر شیرین دهان او ز تنگی دیگرست

💡 ز تنگی آن دهن از دیده بود پوشیده ز خط به تنگ دهان تو راه پیدا شد

💡 شنیدم با دهان تو ز تنگی لاف زد پسته بگو آن بی ادب را تا زبان را در دهن دارد

💡 ای ز رخ مهوشت فُسحت بستان جان وی ز دهان خوشت تنگی میدان دل

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز