دشوار خوئی

لغت نامه دهخدا

دشوارخوئی. [ دُش ْ ] ( حامص مرکب ) بدصحبتی. بدخلقی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). طخوخ. عسق.( منتهی الارب ). و رجوع به دشوارخو و دشوارخوی شود.

فرهنگ فارسی

بد صحبتی. بد خلقی.

جمله سازی با دشوار خوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدت ها بود که روز شب و گاه و بی گاه با هم بودیم و بمعاشرت یک دیگر خوئی داشتیم و اکنون که چشم بد روزگار نگذاشت بیک بار ترک عادت و سلب ارادت کردن خیلکی دشوار است و بسیار ناگوار است.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز