در معنای اصلی و رایج، داغدار کردن به معنای مصیبتزده کردن یا عزادار کردن فردی است که در اثر از دست دادن عزیزان خود دچار غم و اندوه شدید میشود. این کاربرد بیشتر در موقعیتهای انسانی و عاطفی به کار میرود و بیانگر ایجاد اندوه عمیق در دل افراد است، بهویژه زمانی که شخصی بر اثر مرگ یا از دست رفتن فرزند، عزیز یا نزدیکان خود دچار سوگ سنگین میشود. در این معنا، داغدار کردن میتواند نتیجه وقوع یک حادثه تلخ مانند مرگ عزیزان باشد که زندگی فرد را تحت تأثیر شدید روحی قرار میدهد و او را وارد حالت عزاداری و اندوه طولانی میکند. در معنای دیگر، داغدار کردن به مفهوم نشاندار کردن یا داغ نهادن بر بدن انسان یا حیوان نیز آمده است که در گذشته به عنوان نشانه مالکیت یا تمایز استفاده میشده است. همچنین این واژه میتواند به معنای لکهدار کردن یا ایجاد عیب و نقص در ظاهر یا ماهیت یک چیز به کار رود. در این حالت، داغدار کردن بیانگر تغییر در حالت اصلی و سالم یک شیء یا موضوع است. در برخی متون قدیمی، این واژه به معنای معیوب کردن یا آسیب رساندن نیز آمده است که نشاندهنده ایجاد نقص در چیزی میباشد. از نظر معنایی، این اصطلاح واژهای چندوجهی است که هم در حوزه احساسات انسانی و هم در حوزههای فیزیکی و نمادین کاربرد دارد. با این حال، رایجترین معنای آن ایجاد اندوه و سوگ در اثر از دست دادن عزیزان است.
داغدار کردن
لغت نامه دهخدا
داغدار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشان دارکردن. || نشان داغ نهادن بر کسی یا حیوانی. || لکه دار کردن. رنگ خلاف رنگ اصلی متن بر آن پدیدآوردن. || معیب کردن. ( از آنندراج ). || مصاب کردن بمرگ یا کشتن عزیزی یا فرزندی.
فرهنگ فارسی
نشان دار کردن