داغ پنجه

لغت نامه دهخدا

داغ پنجه. [ پ َ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) نوعی داغ بشکل پنجه دست. نوعی از داغ که بر کفل اسپان کنند. ظاهراً داغ مخصوص اسپان سلاطین صفویه بوده، اغلب که اشارت باشد بحضرات پنج تن پاک علیهم السلام:
گمان کرد آنکه داغ پنجه اش دید
که سر برزد ز طرف کوه خورشید.
وحید ( در تعریف اسپ شاه عباس ثانی، از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نوعی داغ بشکل پنجه دست

جمله سازی با داغ پنجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولى ظاهر آيه اين است كه، نرم شدن آهن در دست داود به فرمان الهى و به صورتاعجاز انجام ميگرفت، چه مانعى دارد همان كسى كه به كوره داغ خاصيت نرم كردن آهن راداده، همين خاصيت را به شكل ديگر در پنجه هاى داود قرار دهد؟ در بعضى از رواياتاسلامى نيز به همين معنى اشاره شده است.

💡 تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بود آن قوی پنجه که در کوهکنی کامل بود

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز