خداوندی کردن

لغت نامه دهخدا

خداوندی کردن.[ خ ُ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خدایی کردن:
او خود مگر بلطف خداوندیی کند
ورنه ز ما چه بندگی آید پسند او.سعدی ( بدایع ).|| آقایی کردن. بزرگواری کردن. ریاست کردن. سروری کردن. بزرگی کردن.

فرهنگ فارسی

خدایی کردن

جمله سازی با خداوندی کردن

💡 کی خداوندی کند در طالع اختر مر تو را چون کند در طبخ کردن آفتابت چاکری

💡 به ترکیبی کز این سان پایمال است خداوندی طلب کردن محال است

💡 ۳- خضوع و کرنش در برابر کسی است که او را عالم، یا موجودی که امور هستی به او واگذار شده، می‌دانیم؛ حال چه امور تکوینی مانند خلق، رزق، زنده کردن و می‌راندن به او واگذار شده وچه امور تشریعی مانند قانونگذاری شفاعت و مغفرت. انحصار عبادت در خدا، تعهد دیرینه‌ای است که خداوند از نوع انسان گرفته‌است. این پیمان با قلم قدرت خداوندی در فطرت بشری نقش بسته و در طبع اصیل انسان کاشته شده‌است.

رویت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز