لغت نامه دهخدا
توبه کاری. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) پشیمانی و ندامت و عهد و سوگند در پرهیزگاری. ( ناظم الاطباء ).
توبه کاری. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ] ( حامص مرکب ) پشیمانی و ندامت و عهد و سوگند در پرهیزگاری. ( ناظم الاطباء ).
پشیمان شدن و بازگشت از گناه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقلست که گفت: یک بار بیمار شدم و از اوراد زیادتی بازماندم گفتم دریغا تندرستی که ازمن چندان خیرات میآمد اکنون همه گسسته شد آوازی شنیدم که ای محمد این چه سخن بود که گفتی کاری که تو کنی نه چنان بود که ما کنیم کارتو جز سهو و غفلت نبود و کار ما جز صدق نبود گفت: از آن سخن ندم خوردم و توبه کردم.