جر و جوی

لغت نامه دهخدا

جر وجوی. [ ج َرْ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) راه ناهموار. راه که پر از شکاف و دره باشد:
جوی است و جر پرده عبرت ز دردها
ره پر ز جر و جوی و هوا سرد و تیره فام
لیکن تو هیچ سیر نخواهی همی شدن
زین جر و جوی و کوفتن راه بی نظام.ناصرخسرو.به جر و جوی چرا میدوی بروز و شبان
و گرنه معده همی مر ترا بجر دارد.ناصرخسرو.رجوع به جوی و جرشود.

جمله سازی با جر و جوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیکن تو هیچ سیر نخواهی همی شدن زین جر و جوی کوفتن و راه بی‌نظام

💡 جوی است و جر بر ره عمرت ز دردها ره پر ز جر و جوی و هوا سرد و، تار بام

💡 نه سبزه‌ایم، که روئیم خیره در جر و جوی نه مرغکیم، که باشیم خوش بمشتی دان

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز