تنگ و تا

لغت نامه دهخدا

تنگ و تا. [ ت َ گ ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) دستگاهی از چوب که در آن جامه ها ( پارچه ها ) را می نهادند تا به چند تو محکم شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- خود را از تنگ و تا نینداختن؛ با مقهوریت و مغلوبیت یا عدم وصول به مقصودی، وانمودن که مقهور و مغلوب و محروم نیست. نمودن که مرا باکی نیست، مرا عیبی نیست، مرا زیانی نرسیده است. اعتراف به مغلوبیت خود نکردن. به دروغ نمودن که در بحث یا جنگ و امثال آن مغلوب نشده است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با تنگ و تا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست ما را وقت تنگ و، پای لنگ و، راه سنگ وقت همراهی است ای امیدگاه شیعیان

💡 در حديث ديگر فرمود كه چهار چيز است كه از سعادت است زن صالحه و خانه فراخ وهمسايه شايسته و مركب نيكو و چهار چيز است كه از شقاوت است همسايه بد و زن بد وخانه تنگ و مركب بد.

💡 مرغ است جان پاک و قفس این طلسم خاک این مرغ بس بلند و قفس نیک تنگ و پست

💡 ولى در مقام عمل، ميدان حق و بى اندازه تنگ و طاقت فرساست و به كار بستن آن بسىدشوار و مشكل است.

💡 لباس، بايد پاك و مباح باشد. در نماز، بهتر است جامه سفيد پوشيده شود، انگشترعقيق بدست باشد و از لباس هاى چرك و تنگ و سياه و لباس افراد لاابالى كه ازنجاسات پرهيز نمى كنند استفاده نشود.

💡 ز خواب خاسته در وقت و چشم خواب آلود ز ناز بسته کمر تنگ و کژ نهاده کلاه

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز