لغت نامه دهخدا
تسلیم خراسانی. [ ت َ م ِ خ ُ ] ( اِخ ) نام وی شاهرضا و مریدمیرزا حسین سبزواری بود. ( از الذریعه ج 9 ص 171 ).
تسلیم خراسانی. [ ت َ م ِ خ ُ ] ( اِخ ) نام وی شاهرضا و مریدمیرزا حسین سبزواری بود. ( از الذریعه ج 9 ص 171 ).
نام وی شاهرضا و مرید میرزا حسین سبزواری بود.
💡 راه یافتن ابومسلم به مرو در ۱۲۹ در دستگاه رهبری دعوت بحرانی را پدیدآورد. سلیمان نیز آشفته بود از اینکه سروری ابومسلم را بپذیرد گفته شده که سلیمان ابومسلم را دشنام داده و دوات به سوی او پرتاب کردهاست. این کار سلیمان کثیر میتواند چند دلیل داشتهباشد شاید سلیمان از اینکه پایگاهش را از دست داده بود خشمگین بود، شاید از جوانی و ناکارآمدی ابومسلم ترس داشت یا از اینکه یک مولی را که تبارش مشخص نیست را سروری خود بپذیرد بیم داشت، شاید هم ترسان بود از اینکه ابومسلم مانند بیگانهای نتواند منافع خراسانیان را حفظ کند در واقع ابومسلم کار دعوت را از پیران قوم گرفته بود و کسانی چون سلیمان را کنار زدهبود. ابومسلم دستور ابراهیم امام را اجرا کرد که گفته بود با سلیمان با متانت رفتار کند. هنگامی که سران دعوت به سوی ابومسلم آمدند و به فرمان او تسلیم شدند سلیمان هم جز آشتی با ابومسلم چارهای نداشت. ابومسلم هم مانند گذشته تلاش کرد تا با احترام به سلیمان صف هواداران را یکپارچه نگه دارد.