لغت نامه دهخدا
بره ده. [ ب َرْ رَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. سکنه آن 346 تن. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات و حبوب و پنبه است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4 ).
بره ده. [ ب َرْ رَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. سکنه آن 346 تن. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات و حبوب و پنبه است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سر اسکندر شهرستان تبریز.
بره ده یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قرانقو بخش مرکزی شهرستان هشترود واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر تو برهای یافت به ترکی بفروخت ترک سامان چو درو... رد شدی سامانی
💡 رکن دین مصطفی برهان میرالمؤمنین پادشاه ملکبخش و خسرو گیتی ستان
💡 1018) تفسير برهان، ج 1، ص 87، ح 8؛ تفسير عياشى، ج 1، ص 41، ح 25.
💡 گر بر آهو بره از نام تو حرزی بندند از دلیری نخورد شیر جز از شیر اجم
💡 1019) تفسيران برهان، ج 1، ص 87، ح 10؛ تفسير عياشى، ج 1، ص 41، ح27.
💡 سپس خودش با مقدمات كمترى به تقرير اين برهان مى پردازد و مى گويد: