برخاستن از چیزی
مترادفها
بلند شدن، برخیزدن
متضادها
نشستن، فرو نشستن
فرهنگ معین
( ~. اَ ) (مص ل. ) صرفنظر کردن از آن چیز.
ویکی واژه
صرفنظر کردن از آن چیز.
جمله سازی با برخاستن از چیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشو قانع به تحسین زبان از مستمع صائب که دل برخاستن از جای، تحسین سخن باشد
💡 در نوشتههای عهد جدید هیچ توصیفی از لحظه رستاخیز وجود ندارد، بلکه شرح قبر خالی و ظاهر شدن عیسی مسیح بر یارانش پس از برخاستن از قبر است.
💡 مشکل از خاک سر کوی تو برخاستن است ورنه برخاستن از هر دو جهان اینهمه نیست
💡 طماءنينه كه به منظور از آن درنگ به قدر ذكر واجب در هر يك از مواضع و مواقعمعينه است و اين شرط نيز شامل برخاستن از ركوع و نشستن پس از سجود نخستين نيز هست.
💡 رتبه افتادگی را، دیده ام از بس بلند پیش من برخاستن از جا، بچاه افتادن است
💡 به تحقيق گذشت ادله اى كه دلالت مى كرد بر اينكه مسواك كردن هنگام وضو و نماز وهنگام خواب و سحرگاه و وقت برخاستن از خواب و هنگام طلوع خورشيد، مستحب است.
💡 برخاستن از چیزی که شما را در گذشته دچار رنج و ناامیدی کرده است، اولین و مهمترین گام برای رسیدن به آرامش روانی و موفقیت است.
💡 او تلاش کرد با تمرکز بر اهداف جدید و مثبت، برخاستن از چیزی که او را درگیر مشکلات قدیمی کرده بود را برای خودش ممکن سازد.
💡 برخاستن از چیزی که باعث شده شما احساس شکست کنید، نیازمند شجاعت و ارادهای بسیار زیاد است که نه هر کسی از عهده آن برمیآید.