لغت نامه دهخدا
حزم عصیان. [ ح َ م ُ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک حزم النمیرة از بلاد ضباب. ( معجم البلدان ).
حزم عصیان. [ ح َ م ُ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک حزم النمیرة از بلاد ضباب. ( معجم البلدان ).
موضعی است نزدیک حزم النمیره از بلاد ضباب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پیشروان این نظریه میتوان از فرانسوا تروفو با فیلم چهارصد ضربه، و ژان لوک گدار با اولین فیلم بلندش از نفس افتاده نام برد که این فیلم توانست قواعد عصیانگرانه موج نو را به بهترین شکل ممکن مجسم کند.
💡 ما خیرهسران هریک یک عمر به درگاهت کردیم چه عصیانها دیدیم چه احسانها
💡 گرد عصیان نیست مانع عاصیان را از رجوع سوی دریا موج از ساحل مکرر بازگشت
💡 دخالت تکلوها در عصیان ملک بهمن نیز حائز اهمیت است. ملک بهمن والی لاریجان اطاعت قزلباش را چنانکه باید نمیکرد و به دلیل حصانت قلاع خود مغرور شده، طریق دشمنی با شاه عباس میپیمود.
💡 یک ذره نبود نیکویی روزی به شادی نگذرد آن را که در دل بگذرد یک ذره از عصیان تو
💡 خیل احباب ترا از کثرت عصیان چه باک کشتی نوح نبی را زآفت طوفان چه غم