لغت نامه دهخدا
اندام زدن. [ اَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شرحه شرحه کردن. || یادداشت کردن. || بیاد آوردن محنتهای گذشته را. ( ناظم الاطباء ).
اندام زدن. [ اَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شرحه شرحه کردن. || یادداشت کردن. || بیاد آوردن محنتهای گذشته را. ( ناظم الاطباء ).
شرحه شرحه کردن. یا به یاد آوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امروزه آنژیوگرافرها علاوه بر موارد تشخیصی، به انجام آنژیوگرافی برای مقاصد درمانی نیز مبادرت میکنند. رادیولوژیستها میتوانند به وسیله سوند زدن فلورسکوپیک به تزریق داروهایی جهت قطع خونریزی بپردازند. کاربردهای دیگر آنژیوگرافی عبارت از تزریق داروهای شیمی درمانی به مناطق نئوپلازی، قرار دادن سوزنها و وسایل خاص در اندامها جهت نمونه برداری، و قرار دادن فیلتر در بزرگ سیاهرگ زیرین برای جلوگیری از انعقاد خون میباشد.
💡 ایکتیوستگا از جمله نخستین چهاراندامان است. به عنوان یکی از اولین جانوران دارای پا، دست، و استخوان انگشت، ایکتیوستگا به عنوان نوعی دورگه از ماهی و دوزیست شناخته میشود. این جانور دارای پا بود، ولی اندامهای آن احتمالاً برای راه رفتن به کار گرفته نمیشدند. احتمال دارد که آنها تنها برای زمانهای کوتاهی پا بر خشکی میگذاشتند و از پاهای عقبی خود برای کنار زدن گل و لای بهره میگرفتند.