انتصاب نمودن

لغت نامه دهخدا

انتصاب نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ/ن ِ/ن َ دَ ] ( مص مرکب ) قیام کردن. اقدام کردن: تا دل میل نکند زبان به ارتکاب جرایم انتصاب ننماید. ( سندبادنامه ص 325 ).

فرهنگ فارسی

قیام کردن اقدام کردن

جمله سازی با انتصاب نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتصاب و در واقع دستچین نمودن این افراد کاملاً در خور تأمل است. سابقه خصومت و دشمنی سرلشکر پورزند و سرتیپ درخشانی به سال‌ها قبل و به‌خصوص به زمان جنگ‌های لرستان برمی‌گشت و از دشمنی‌های شناخته شده در میان افسران ارتش ایران بود. با آنکه رئیس دادگاه باید خود را بیطرف نشان بدهد، اما سرلشکر پورزند این دشمنی را پنهان نمی‌کرد. وی قبل از منصوب شدن به ریاست دادگاه در محافل مختلف و در جمع روزنامه نگاران به تبلیغ علیه سرتیپ درخشانی مشغول بود و وی را خائن به کشور می‌خواند و اضافه می‌کرد که وی قصد داشته مارشال تیتوی ایران شود. وی به این‌گونه سخنان بعد از انتصاب به ریاست دادگاه ادامه داده و به دفعات تکرار نموده بود که محمد رضا شاه نسبت به درخشانی بسیار عصبانی می‌باشد و مایل است که وی به مجازات برسد. همین مطالب را هم سرلشکر ارفع رئیس ستاد ارتش به اعضای دادگاه و دیگران گوشزد می‌کرد. در این بین سرلشکر پورزند فوت نمود و سرلشکر خسروپناه، رئیس ژاندارمری کشور، که از نزدیکان ارفع بود، به ریاست دادگاه منصوب شد.