لغت نامه دهخدا
ام زیاد. [ اُم ْ م ِزِ ] ( ع اِ مرکب ) عصیده. ( المرصع ). نوعی از حلوا.
ام زیاد. [ اُم ْ م ِ زِ ] ( اِخ ) اشجعیه... از زنان صحابی بوده و حدیثی از وی روایت شده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 235 شود.
ام زیاد. [ اُم ْ م ِزِ ] ( ع اِ مرکب ) عصیده. ( المرصع ). نوعی از حلوا.
ام زیاد. [ اُم ْ م ِ زِ ] ( اِخ ) اشجعیه... از زنان صحابی بوده و حدیثی از وی روایت شده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 235 شود.
اشجعیه. از زنان صحابی بوده و حدیثی از وی روایت شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طایفه گنجوان: این طایفه از تیره های؛ هوز توشمال محمیلی (توشمالان)، علی آقا، نجف، هوز ولی، هوز لرگی، و هوز میربیگی تشکیل شده است. علی آقا برادر توشمال محمیلی است. که این چند تیره و هوز وصلتهای سببی و نسبی زیادی باهم داشته است.
💡 الهی دعوی صاقانی، فرزندهٔ نفسهای دوستانی، آرام دل غریبانی، چون در میان جان حاضری از بیدلی میگویم که کُجایی، زندگانی را جانی و آیین زیاد به خود از خود ترجمانی، به حق تو بر توت که ما در سایهٔ غرور ننشانی و بوصال خود رسانی.
💡 قیام شاهقلی بابا تکلو در سال ۱۵۱۱ تعداد زیادی از قزلباشها و صوفیان ناراضی را به خود جلب کرد و هرچند عواقب این شورش جدی بود، اما قیامی که سال بعد در اوج جنگ داخلی عثمانی توسط عوامل صفوی یعنی نورعلی خلیفه صورت گرفت، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
💡 حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزار هرچه از موران زیاد آید به دهقان میرسد
💡 مست عطای خود کند ساقی ما نه مست می داده ز یاد میبرد بس که زیاد میدهد
💡 در زمان سلطان عبدالحمید، محمد نزدیکترین برادر به سلطان به حساب میآمد. در سالهای بعد که او به سلطنت رسید، این نزدیکی روی نگرشهای سیاسی او مانند بیزاری شدید او از ترکان جوان و حزب اتحاد و ترقی و همدردی با انگلیسیها تأثیر زیادی گذاشت.