بی مبدا

لغت نامه دهخدا

بی مبدا. [ م َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مبدا = مبداء «عربی » ) بی آغاز:
زمانی کز فلک زاید زمان نابوده چون باشد
زمان بی جود اوموجود و ناموجود و بی مبدا.ناصرخسرو.رجوع به مبداء شود.

فرهنگ فارسی

بی آغاز.

جمله سازی با بی مبدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذاتیست بی نهایت و بی مبدا باشد عیان چه فایده تبیین را

💡 بشهر وحدت از جزو تا بکل همه اوست که هست باقی و بی مختمست بی مبدا

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز