ال غالب

لغت نامه دهخدا

( آل غالب ) آل غالب. [ ل ِ ل ِ ] ( اِخ ) منسوب به غالب بن قهر، یکی از اجداد رسول صلوات اﷲعلیه یا منسوب به بنی الادرم بن غالب: من [ حلیمه، بنت ابی ذویب السعدیه دایگان رسول صلوات اﷲعلیه ] تَرسان برِ عبدالمطلب شدم، چون مرابدان حال بدید گفت چه بود، شغلی رسید؟ گفتم شغلی و چه شغلی ! گفت مگر پسرت گم شد؟ گفتم نعم. او را ظن شدکه مگر قریش او را بکشتند، شمشیر برکشید و خشمناک بیرون آمد، بانگ کرد یا آل غالب و ایشان اندر جاهلیت چنین گفتندی، درساعت همه جمع شدند. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

( آل غالب ) منسوب به غالب بن قهر یکیی از اجداد رسول الله

جمله سازی با ال غالب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز هر گوشه دجالی آمد بمیدان برون آی! ای سرور آل غالب

💡 تو را گفته قایم مقام، اهل بطحا؛ تو را خواند نایب مناب، آل غالب

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز