ازمودگی
مترادفها
تجربه، پختگی، آزموندیدگی
متضادها
ناآزمودگی، بیتجربگی
لغت نامه دهخدا
( آزمودگی ) آزمودگی. [ زْ / زِ دَ / دِ ] ( حامص ) چگونگی و صفت آزموده. مجرب و ممتحن بودگی. کارکشتگی.
فرهنگ معین
( آزمودگی ) (دَ یا دِ ) (حامص. ) آزموده بودن، باتجربه بودن.
فرهنگ عمید
( آزمودگی ) آزموده بودن، چگونگی و حالت آزموده، کارکشتگی.
فرهنگ فارسی
( آزمودگی ) حالت و کیفیت آزموده آزموده بودن مجرب بودن کار کشتگی.
کارکشتگی
جمله سازی با ازمودگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایزوگام پدیدهای است صنعتی و متکی به دانش، آزمودگی (تجربه) و فناوری در راستای ایمنسازی سازهها در برابر نم و رطوبت پیش آمده از بارش برف و باران. ایزوگام که گونههای گوناگونی دارد، پس از گذر از آزمونهای گوناگون، در آزمایشگاههای کارخانههای فرآوری، ضریب پایداریاش را افزایش خواهند داد.
💡 در بودایی رهبران دینی معمولاً کسانی هستند که به مرحله بالایی از آگاهی دست بافتهاند. آن رهبران میتوانند مردم را به سوی آزمودگی روحانیت راهنمایی کنند.
💡 «من پنجمام را به پایان رساندم -همنوازی آن بایستی به همگی بازنوشت میشد. من براستی در نمییابم چرا بایستی این همه اشتباه داشته باشم، درست مانند ناشیترین تازهکاران. (بس روشن است که همه آزمودگیهایم در نوشتن چهار سمفونی پیش از این یاریم ندادند؛ زیرا که یک شیوهٔ به همگی تازه، نیاز داشت به ارتهای به همگی تازه)»