ارده گر

لغت نامه دهخدا

ارده گر. [ اَ دَ گ َ ] ( اِخ ) ( خواجه علی... ) اصفهانی یکی از مهندسان خراسان بعهد سلطان ابوسعید تیموری که بقوت ذهن و دقت طبع، امور عجیبه ظاهر میکرد. وی در یک شیشه سی ودو جماعت محترفه صنعت پیشه را که در کارخانه آفرینش موجود بودند، بحیز ظهور آورد چنانکه سی ودو دکان و کارخانه گشوده هر پیشه وری به مهمی که مخصوص او بود، مشغولی میکرد و بعضی از آن صور که در صنعت بحرکت احتیاج داشتند مثل خیاط و نداف و نجار و حداد بهیئتی جنبش ایشان را مرقوم قلم تصویرگردانیده بود که در آینه خیال صورتی از آن زیباتر نمی نمود. سلطان سعید چون آن تعبیه غریبه را مشاهده فرمود، بغایت متعجب گشته درباره آن نادره دوران اصناف تحسین و احسان بتقدیم رسانید. ( حبط ج 2 ص 234 ).

فرهنگ فارسی

یکی از مهندسان خراسان

جمله سازی با ارده گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بفرمود کآمد برش ارده شیر بدو گفت رو در زمان همچه شیر

💡 چه زین آگهی یافت یل ارده شیر بشد شاد و شد سوی گرد دلیر

💡 چنین داد پاسخ بدو ارده شیر که ای تاجور بانوی با سریر

💡 بدادند مه را به یل ارده شیر بدادش شه ارژنگ تاج و سریر

💡 همی شاه ماند و دگر ارده شیر که بودی نگهبان آن نره شیر

💡 ز تن جامه افکند یل ارده شیر ببارید اشک و بنالید دیر

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز