ابن خلف المروا

لغت نامه دهخدا

ابن خلف المروالروذی الفزاری. [ اِ ن ُ خ َ ل َ فِل ْ م َ وُرْ رو ذی یِل ْ ف َ ] ( اِخ ) یکی از منجمین و از صُنّاع آلات فلکی. آنگاه که مأمون خلیفه درصدد رصد برآمد بمروروذی مراجعه کرد و او ذات الحلق رابساخت و همچنین اسطرلاب را و ذات الحلق ساخته او را بعینها، ابن الندیم در شهر خویش نزد عالمی دیده است.

جمله سازی با ابن خلف المروا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاص بن وائل و اميه ابن خلف گفتند: ساختمانى محكم مى سازيم. سوراخ ‌هايى در آن مىگذاريم، او را در آن جا زندانى مى كنيم و در آن را مى بنديم تا كسى نتواند پيش اورود! همان جا بماند تا بميرد!

💡 پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به مسلمانان فرمود: رهايش كنيد، وقتى كه او نزديكپيامبر (صلى الله عليه وآله ) آمد، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) سريعا نيزه حارث بنصمه (كه يكى از مسلمانان بود) را گرفت، و در برابر ابن خلف قرار گرفتو ان را در گردن او فرو برد، خراش سطحى در گردن او پيدا شد، او كه بسيار نگرانشده بود، از اسبش واژگون شد و مثل صداى گاو، نعره مى كشيد و مى گفت: محمد مراكشت.