اب برداشتن
مترادفها
برطرف کردن، رفع کردن، کنار گذاشتن
متضادها
گذاشتن
فرهنگ معین
( آب برداشتن ) (بَ تَ ) (مص ل. ) فرق داشتن هدف باطنی با اعمال ظاهری.
جمله سازی با اب برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آب برداشتن از دجله مگر زور نداشت که نوان بود ز لرزان تنی و پشت خمی
💡 آب برداشتن زخم بلای دگرست تازه شد داغ دل غمزده از شعر ترش
💡 و اما آب برداشتن من در روز صفين: من هنگامى باينعمل اقدام كردم كه تو آب را بروى ما بسته و نزديك بود كه از شدت تشنگى همه هلاكگرديم.
💡 منع كردن لشكر معاويه در جنگ صفين از آب برداشتن ياران اميرالمؤ منين عليه السلام
💡 کشاورزان در روستاها از روشهای سنتی برای آب برداشتن از چاهها استفاده میکنند تا بتوانند محصولات کشاورزی خود را در فصول خشک آبیاری کنند.
💡 در مناطق کویری، آب برداشتن از قناتهای قدیمی یکی از سختترین و حیاتیترین فعالیتهایی بود که برای بقای جوامع انسانی در آن نواحی انجام میشد.
💡 با پیشرفت تکنولوژی، روشهای مدرن برای آب برداشتن از منابع زیرزمینی ابداع شدهاند که باعث مدیریت بهتر و بهینهتر منابع آبی در جهان شده است.