سالخ

لغت نامه دهخدا

سالخ. [ ل ِ ] ( ع ص، اِ )جرب شتر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || مار نر سیاه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || اسود سالخ. نوعی مار که کشنده تر از همه انواع مار است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جرب شتر

جمله سازی با سالخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه سخت و دردناك است هفتاد سالخون جگر خوردن و عالم شدن و در فنون اسلامى متخصص گرديدن، و سرانجام هم درآتش سوختن.

بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز