دلالت نمودن

مترادف‌ها

نشان دادن، حاکی بودن، اشاره داشتن، دلالت داشتن

متضادها

پنهان کردن، مخفی کردن

لغت نامه دهخدا

دلالت نمودن. [ دَ ل َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب )دلالت کردن. راهنمائی کردن. هدایت کردن: اِسقاء؛ دلالت نمودن بر آب. ( از منتهی الارب ). || نشانه ٔچیزی بودن. دلالت داشتن. و رجوع به دلالت کردن شود.

فرهنگ فارسی

دلالت کردن. راهنمایی کردن.

جمله سازی با دلالت نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دلالت نمودن آيه شريفه مبنى بر آن است كه خلق متعلق به آن باشد بالذات. و اما اگر بالعرض مورد تعلق باشد، دلالتى ندارد، چنانچه محققين گويند. و بر فرض دلالت،احـتـمـال آنـكـه مـوت عـدم اصلى باشد وجهى ندارد. زيرا كه وجودى بودن عدم اصلى جمع نقيضين است، با آنكه موت را به معنى عدم اصلى دانستن خود فى حد ذاته صحيح ننمايد.

💡 شواهد علمی موجود در بافت‌های فسیلی، بر تغییرات اقلیمی در دوره‌های بسیار طولانی از تاریخ زمین دلالت نمودند و دانشمندان را شگفت‌زده کردند.

💡 تغییرات ناگهانی در قیمت‌های جهانی نفت می‌تواند بر رکود اقتصادی در کشورهای وابسته به صادرات انرژی دلالت نمودن داشته باشد که بسیار نگران‌کننده است.

💡 عبارات به‌کار رفته در این قرارداد حقوقی به طور مستقیم بر حقوق و تکالیف طرفین دلالت نمودند و باید به دقت توسط وکلای طرفین مطالعه شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران