حیثیات

لغت نامه دهخدا

حیثیات. [ ح َ / ح ِ ثی ] ( ع اِ ) ج ِ حیثیت: لولا الحیثیات لبطلت الحکمة. رجوع به حیثیت شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع حیثیت. یا دلیل ( برهان ) حیثیات. دلیلی است بمنظور ابطال تسلسل: هر گاه دو حیثیت غیر متناهی مترتب موجود باشند ( یعنی حیثیات علل و معلول ) چنانکه هر یک از جهتی علت و از جهتی دیگر معلول باشد ( علت لاحق و معلول سابق خود ) و دو حیثیت که یکی حیثیت معلول بودنست موجود باشد میان هر حیثیت و حیثیت دیگر از آن سلسله متناهی خواهد بود و بنابراین هم. آن سلسله متناهی است.

جمله سازی با حیثیات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طرح جدایی دین و دولت: شورا در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۶۴ با تأکید بر تضمین «حقوق فردی و اجتماعی مردم مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر» از جمله حق آزادی ادیان و مذاهب و منع هرگونه تفتیش عقیده که لازمه حفظ شئون و حیثیات انسانی است، طرح جدایی دین و دولت را تصویب نمود.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز