لغت نامه دهخدا
تصافی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر دوستی ویژه داشتن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || همدیگر را صادقانه کار کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تصافی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر دوستی ویژه داشتن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). || همدیگر را صادقانه کار کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) با هم دوستی خالصانه کردن.
همدیگر را صادقانه کار کردن
با هم دوستی خالصانه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای هر کدام از متغیرهای تصافی گسستهٔ X, Y ما ممکن است امید ریاضی شرطی را تعریف کنیم:
💡 هدف کلی در مدلسازی ترافیک پیدا کردن فرآیندهای تصافی برای نشان دادن رفتار ترافیک است.
💡 حالت اولیه q0: یکی از حالات سیستم میباشد که در راه اندازی اولیه سیستم در آن وضعیت قرار گرفته و در صورت نداشتن برنامه خاص به صورت تصافی میباشد.