حفت

لغت نامه دهخدا

حفت. [ ح َ ف ِ ] ( ع اِ ) هزارتو. هزارخانه شکنبه. ( منتهی الارب ). حفث. فحث. حِفثة. ج، احفات. ( مهذب الاسماء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حفث شود.
حفت. [ ح َ ] ( ع مص ) هلاک کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || کوفت کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || کوبیدن چیزی را. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || نازک کردن گردن چیزی: حفته حفتاً؛ دق عنقه. ( اقرب الموارد ).
حفة. [ ح َف ْ ف َ] ( ع اِ ) نورد [ در جولاهگی ]. ( مهذب الاسماء ). منوال [ در جولاهی ]. منوال جولاهان که بر آن جامه پیچند وقت بافتن. ( از اقرب الموارد ). || کرامت تمام. نوازش تمام. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || نوعی ماهی است سپید و خاردار. || اندازه ای که شتر در چرا خورد. ( از اقرب الموارد ).
حفة. [ ح َف ْ ف َ ] ( اِخ ) کوره ای است بغربی حلب.

فرهنگ فارسی

هلاک کردن کوبیدن چیزی را

جمله سازی با حفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 77- قال على - عليه السلام -: ((ان رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم -كان يقول: ان الجنة حفت بالمكاره، و ان النار حفت بالشهوات ))؛ نهج البلاغه؛ خطبه176.

💡 خسان را نیست در وی ره که بر دیوارها پرچین نهاد از خار حفت بالمکاره دست دهقانش

💡 جبرئیل چون آن دید گفت: بار خدایا! ترسم که هیچ کس نماند از ایشان که نه در دوزخ شود. پس مصطفی از راه هر دو سرای خبر داد گفت: «حفّت الجنة بالمکاره و حفت النار بالشهوات».

💡 للمصلى ثلاث خصال: اذا هو قام فى صلاله حفت به الملائكه من قدميه الى اعنانالسماء ويتناثر البر عليه من اعنان السماء الى مفرق راسه و ملكموكل به ينادى: لو يعلم المصلى من يناجى ما انفتل. (432)

💡 313- حديثى است كه متن كامل آن، چنين مى باشد: (( حفت الجنة بالمكاره، و حفت الناربالشهوات ) )). بجاى (حفت )، (حجبت ) نيز روايت شده است (رك: مجمعالبحرين 2/34 و 5/38. تذكرة السامع، ص 27).

ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز