نغمه زن

لغت نامه دهخدا

نغمه زن. [ ن َ م َ / م ِ زَ ] ( نف مرکب ) نغمه پرداز. ( ناظم الاطباء ). خنیاگر. رجوع به نغمه پرداز شود:
نغمه زنش زهره پرده شناس
نغمه زنی کرده به چندین سپاس.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

نغمه زننده، نغمه ساز، نغمه پرداز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نغمه پرداز.

جمله سازی با نغمه زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بلبل نغمه زن برجه در این عشرتگه عاجل بطی خون کبوتر ده بنه افسانة آجل

💡 کوته کنم عبارت و معنی کنم دراز آن بلبلم که نغمه زن باغ حیدر است

💡 هوا ساقی و خار و گل قدح نوش چکاوک نغمه زن دیوار در نوش

💡 بلبل خوش نغمه زن هست بهار سخن بین که عروس چمن جلوه نمای آمده است

💡 یا چو سنبل خیمه زن بر طرف جوی یا چو بلبل نغمه زن بر شاخسار

💡 جغد هر ویرانه دارد گلشن شادی وطن نغمه زن هم چو مرغان چمن

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز