تبقر

لغت نامه دهخدا

تبقر. [ ت َ ب َق ْ ق ُ] ( ع مص ) دور درشدن در علم. ( زوزنی ). توسع در علم ومال. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). فراخی در مال و علم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فراخی در مال و علم حاصل کردن. ( ناظم الاطباء ). || فراخ و گشاده شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تبقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و باقر، عالم و آقاى بس بزرگى بود. به او باقر مى گفتند؛ زيرا او علم را مىشكافت و حقيقتش را آشكار ساخته، آنرا توسعه مى داد. تبقر به معناى توسع است وقرظى شاعر در مدح آن امام همام عليه السلام سروده است:

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز