لغت نامه دهخدا
الجاج. [ اِ ] ( ع مص ) بانگ کردن شتر. ( منتهی الارب ).
الجاج. [ اِ ] ( ع مص ) بانگ کردن شتر. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبل از کودتای هفت ثور کار سنگفرش نمودن مسجد جامع شریف شروع گردید که با وقوع کودتای هفت ثور و جنگها، نیمه تمام ماند هر چند دران زمان مرحوم استاد هنر میناتوری الجاج محمد سعید مشعل غوری هروی با گماشتن شاگردان زیاد کار کاشی کاری و ترمیم آن را بعهده گرفت. البته جنگها و کشمکشها کمتر فرصت میداد تا این مهم را ادا نماید و. بعد از جنگها از بودجه آبدات تاریخی مجدداً اعمار گردید.
💡 و در سخنان علماى اهل سنت از او ستايش شده است، در مختصر ذهبى است: او مردى راستگو، واز درياهاى علم و دانش است. و در تاريخ يافعى از شعبة ابن الجاج است گويد: محمد ابناسحاق، اميرالمؤ منين است، يعنى در حديث پيشواى مؤ منين است. و از شافعى است: هر كهبخواهد در جنگ ها و زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تبحر پيدا كند، بايداز محمد بن اسحق بهره جويد. ابن خلكان گويد: او از نظر اكثر علماء در حديث ثابت واستوار بود، اما در جنگ ها و زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، پيشوائى اوبر كسى پنهان نمى باشد... و اين كه بخارى با توجه به اين كه او را توصيف نموده، و نيز مسلم از او روايت ننموده اند، به جهت گفته مالك بن انس در مورد اوست، زيرا به اوخبر دادند كه ابن اسحاق گفته است: حديث مالك را بياوريد تا علاج كنم، زيرا من طبيبعيوب و نواقص حديث مالك هستم، و به همين جهت مالك گفت: ابن اسحاق دجالى ازدجال هاست، و ما او را از مدينه خارج نموديم،(929)