التیاع
لغت نامه دهخدا
التیاع. [اِ ] ( ع مص ) سوختن دل از عشق و اندوه. ( منتهی الارب )( تاج المصادر بیهقی ). سوزش دل از عشق. ( غیاث اللغات ). اندوه: و امداد التیاع و ارتیاع در ضمایر متمکن گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ تهران ص 393 ).
جمله سازی با التیاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیچاره چون کند که به تکلیف می برند تقدیر اشتیاقش و زنجیر التیاع
💡 شاعر با بیان التیاع و سوز دل خود در اشعارش، توانست احساسات عمیق و دردناک شنوندگان را به خوبی برانگیزد و آنها را کاملاً متأثر کند.
💡 در آن لحظات بسیار دشوار و تنهایی، التیاع و اندوهی عمیق بر قلب او چیره شد که گویی تمام هستی او را در بر گرفته بود.
💡 او با وجود التیاع و رنجی که از جدایی از عزیزانش میکشید، سعی میکرد با لبخند، خود را در برابر دیگران قوی و استوار نشان دهد.