لغت نامه دهخدا
التیاع. [اِ ] ( ع مص ) سوختن دل از عشق و اندوه. ( منتهی الارب )( تاج المصادر بیهقی ). سوزش دل از عشق. ( غیاث اللغات ). اندوه: و امداد التیاع و ارتیاع در ضمایر متمکن گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ تهران ص 393 ).
التیاع. [اِ ] ( ع مص ) سوختن دل از عشق و اندوه. ( منتهی الارب )( تاج المصادر بیهقی ). سوزش دل از عشق. ( غیاث اللغات ). اندوه: و امداد التیاع و ارتیاع در ضمایر متمکن گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ تهران ص 393 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیچاره چون کند که به تکلیف می برند تقدیر اشتیاقش و زنجیر التیاع