لغت نامه دهخدا
مطلح. [ م ُطْطَ ل ِ ] ( ع ص ) مطلح در کلام؛ دروغ باف. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ). || مطلح در مال؛ ظالم. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ).
مطلح. [ م ُطْطَ ل ِ ] ( ع ص ) مطلح در کلام؛ دروغ باف. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ). || مطلح در مال؛ ظالم. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 301- براى اطلاع كامل از وضعيت فكرى و فرهنگى در اين دوره، ر. ك: العصرالعباسى الثاين، دكتر شوقى ضيف، ص 115 - 179؛ تاريخ الاسلام، دكتر حسنابراهيم حسن، ج 3، ص 332 - 406، و مطلح العصر العباسى الثانى، دكتر ناديهحسنى صقر، ص 192 - 224، و دولة بنى العباس، دكتر شاكر مصطفى، ج 2.