مستعرب. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعراب. فحش گوینده و سخن زشت آورنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ماده گاو گشن خواهنده. ( منتهی الارب ). || داخل شونده بین عرب. ( اقرب الموارد ). کسی که شبیه به تازیان شود. ( ناظم الاطباء ). متعرب. و رجوع به استعراب و مستعربة شود: یکی را پرسیدند از مستعربان که ماتقول فی الأمارد؟ ( گلستان ).
(مُ تَ رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) به شکل عربان درآمده.
۱. کسی که از اَعراب تقلید می کند.
۲. عجم داخل شده در میان اعراب.
کسی که تقلیدازعرب بکند
( اسم ) ۱ - عجمی که داخل عرب شود. ۲ - عجمی که تقلیدعرب کند عرب نما. ۳- سخن زشت عربی آورنده جمع:مستعربین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان مستعربی از زبانهای رومی رایج در شبه جزیره ایبری بوده که در قرون وسطی از میان رفته است.ریشهٔ این زبان به زمان استیلای مسلمانان بر اسپانیا باز می گردد که زبان مردم منطقه تحت تأثیر شدید زبان عربی قرار گرفته بوده و واژگان و اصطلاحات و رئوس دستوری از زبان عربی بزبان ایشان وارد شده بود.زبان مستعربی تا قرن چهاردهم میلادی تکلم می شدهاست.
💡 466- انباط، كوهى است در عراق، و ساكنين آن عجم هاى مستعرب اند، واهل شام را بدان جهت انباط مى گويند، چون شباهت زيادى از نظر زبان و لهجه به اين قومدارند و از فصاحت عربى محرومند و سخن غير فصيح عربى را نبطى مى گويند. (نهايهابن اثير ج 4 ص 121.)