مستصعب

لغت نامه دهخدا

مستصعب. [ م ُ ت َ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استصعاب. سخت شمارنده و سخت یابنده کاری را. ( اقرب الموارد ). || کاری که سخت و دشوار شده باشد، فعل آن بصورت لازم و متعدی به کار می رود. ( اقرب الموارد ). دشوار. ( آنندراج ). سخت. رجوع به استصعاب شود.
مستصعب. [ م ُ ت َ ع َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استصعاب. کاری که سخت و دشوار بنظر آمده باشد. ( اقرب الموارد ). دشوار. سخت. رجوع به استصعاب شود.

جمله سازی با مستصعب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال الصادق عليه السلام: ان حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله الاّ ملك مقرب او نبىّمرسل او عبد امتحن الله قلبه للايمان.... معانى الاخبار /1 89

💡 از جمله مشكلات مستصعب طبق روايات وارده در قيامت، مسئله مال و ثروت است كه از آن پرسش مى نمايند و پاسخ به آن فوق العاده دشوار است، امااگر زكات مال و هر گونه حق الله و حق الناس از آن پرداخت گردد، ديگر پرسشى از بقيه اموال و از شخص صاحب مال نمى گردد.