مالاندن

لغت نامه دهخدا

مالاندن. [ دَ ] ( مص ) در تداول عامه، در جدل و بحث مغلوب کردن. به کلام یا به زور کسی را مغلوب ساختن. چیره شده بر کسی در کشتی، در سخن، در هنر و غیره. مفحم و مجاب کردن کسی را در سخن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). به سهولت از عهده کسی برآمدن و در مقام زورآزمایی به آسانی او را مغلوب کردن؛تا فلانکس خواست دست دراز کند او را مالاندم و گذاشتم کنار. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). || بالتمام خوردن. محتوی ظرفی طعام را یکباره خوردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). چیزی را با اشتهای تمام و بسرعت خوردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م. ) ۱ - مالیدن. ۲ - (عا. ) سخت تنبیه کردن.

فرهنگ عمید

۱. با دست مالش دادن.
۲. [عامیانه، مجاز] تنبیه کردن.
۳. صاف وهموار کردن.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱- بسهولت کسی را تنبیه و مغلوب کردن ( با کتک یا بحرف ): تا... خواست دست دراز کند او را مالاندم و گذاشتم کنار. ۲- چیزی را با اشتهای تمام خوردن.

ویکی واژه

مالیدن.
سخت تنبیه کردن.

جمله سازی با مالاندن

💡 در میان بونوبوهای ماده، رفتارهای پیچیده جنسی–اجتماعی، به ویژه در میان ماده‌ها، به خوبی ثبت شده‌است. سوار شدن، نمایش اندام‌های جنسی، و مالاندن اندام‌های جنسی به هم[پانویس ۲۴] از جمله نمودهای این رفتارها هستند. در هنگام مالش جنسی، مادهٔ غالب در بالا قرار می‌گیرد و ماده کرنش‌گر در پایین. این رفتارها به ویژه هنگامی که گروه بونوبوها به مکانی با انبوه مواد غذایی وارد می‌شوند شدت پیدا می‌کنند تا تنش درون‌گروهی و هیجان را کم کنند.