ضحیان

لغت نامه دهخدا

ضحیان. [ ض َح ْ ] ( اِخ ) قلعتی است که احیحةبن الجلاح در زمین قبابة برآورده است. ( معجم البلدان ).
ضحیان. [ ض َح ْ ] ( ع ص ) رجل ٌ ضحیان؛ مردی که در وقت چاشت خورد. || یوم ٌ ضحیان؛ روز روشن. || سراج ٌ ضحیان؛ چراغ منیر. ( منتهی الارب ).
ضحیان. [ ض َح ْ ]( اِخ ) موضعی است میان نجران و تثلیث به راه یمن در کوتاه ترین راه میان حضرموت به مکّه. ( معجم البلدان ).موضعی است در راه حضرموت بطرف مکه. ( منتهی الارب ).
ضحیان. [ض َح ْ ] ( اِخ ) ابرق ضحیان؛ موضعی است به دیار عرب.
ضحیان. [ض َح ْ ] ( اِخ ) عامربن النمربن سعد. رئیس ربیعه پیش از بنی شیبان، و او را بدان جهت ضحیان گفته اند که چاشتگاه برای قضاء جلوس کردی. ( عقد الفرید ج 3 ص 307 ).

جمله سازی با ضحیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفته صندوق نجات کودکان، کودکان در زمان حمله در اتوبوسی بودند که از پیک نیک به مدرسه بازمی‌گشت، و راننده برای خوردن یک نوشیدنی، اتوبوس را در بازار شهر ضحیان متوقف کرده بود. بسیاری از کودکان، کوله پشتی‌های آبی رنگ با آرم یونیسف را که به عنوان نوعی کمک بشردوستانه به آنها داده شده بود، به همراه داشتند. به گفته کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، «بیشتر کودکان زیر ۱۰ سال سن داشتند.» این حمله همچنین منجر به کشته شدن چندین نیروی موسوم به «اولین پاسخگو» شد.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز