لغت نامه دهخدا
شراب خورده. [ ش َ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) می نوشیده. باده آشامیده:
شرابخورده معنی چو در سماع آید
چه جای جامه که بر خویشتن بدرّد پوست.سعدی.
شراب خورده. [ ش َ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) می نوشیده. باده آشامیده:
شرابخورده معنی چو در سماع آید
چه جای جامه که بر خویشتن بدرّد پوست.سعدی.
می نوشیده باده آشامیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاضران گفتند: تا به حال پولى نداشته تازه گى مالى بدست آورده و شراب خورده وعربده و جنگجوئى نموده و شخصى را كشته است. اكنون او را دستگير كرده اند تا بهعنوان قصاص، اعدام كنند!
💡 در وعدهٔ افطار بهطور سنتی گوشت و شراب خورده نمیشود، چرا که آتشسوزی معبد تا روز بعد ادامه یافت و در نتیجه بی درنگ بیرون آمدن از عزا روا نیست.
💡 خوشم به سرو روانی که با دو دست به گردن شراب خورده و خواه و نخواه می افتد
💡 شراب خورده و خِوی کرده میروی به چمن که آبِ روی تو آتش در ارغوان انداخت
💡 کشتن ماست مستیت، ار چه شراب خورده ای بهر خدا که سوی خود راه مده شراب را
💡 راسـت اسـت كه من شراب خورده ام، ليكن از حرمت آن بى خبر بودم وگرنه مرتكب آن نمىشـدم، زيـرا زنـدگانى من در ميان مردمى بوده كه ايشان خوردنِ آن را مباح مى دانستند و منتا به امروز از حرام بودن آن آگاه نبودم.