لغت نامه دهخدا
سنگ سو. [ س َ ] ( اِ مرکب ) مسن. سان. فسان. حجرالمسن. سنگی که با آن چاقو و کارد تیز کنند. ( یادداشت بخط مؤلف ). سنگ ساب.
سنگ سو. [ س َ ] ( اِ مرکب ) مسن. سان. فسان. حجرالمسن. سنگی که با آن چاقو و کارد تیز کنند. ( یادداشت بخط مؤلف ). سنگ ساب.
مسن - سان - فسان - حجر المسن سنگی که با آن چاقو و کارد تیز کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرو چو سنگ سوی زیردست خود از جای مخور به شیشهٔ دلهای نازنین زنهار
💡 ور خرد بر تو فشانند همیدان که همی عرق سنگ سوی چشمهٔ حیوان آرند