عائق

لغت نامه دهخدا

عائق. [ ءِ ] ( ع ص ) بازدارنده از هر چیزی. || آنکه مردم را از امور بازدارد و بر تأخیر برانگیزد و تأخیر نماید. ج، عُوَّق. ( منتهی الارب ). || اصطلاح فیزیکی، جسمی را گویند که حرارت یاالکتریسته در آن بخوبی منتشر نشود و جسمی که ماوراءآن قرار گرفته محفوظ از الکتریسته یا حرارت باشد.

فرهنگ فارسی

۱ - بازدارنده مانع. ۲ - آن که مردم را از امور باز دارد. ۳ - جسمی که حرارت یا الکتریسیته در آن به خوبی منتشر نشود و جسمی که ماورائ آن قرار گرفته محفوظ از حرارت یا الکتریسیته باشد نا رسانا مقابل هادی.

جمله سازی با عائق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حديث: 8 حدثنى حمزه بن محمد رضى الله ععنهقال اخبرنى على بن ابراهيم عن ابيه عن صفوان بن يحيى و محمد بن ابى عمير عن معاويهبن عمار عن ابى عبدالله عليه السلام قال لما افاضرسول الله صلى الله عليه و آله تلقاه اعرابى فى الابطحفقال يا رسول الله انى خرجت اريد الحج فعاقنى عائق و انارجل ميل كثير المال فمرنى اصنع فى مالى ما ابلغ ما بلغ الحاجقال فالتفلت رسو ل الله صلى الله عليه و آله الى ابى قبيسفقال لو آن ابا قبيس لك زنته ذهبه حمراء انفقته فىسبيل الله ما بلغت ما بلغ الحاج.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
تعمیم یعنی چه؟
تعمیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز