بی شریک

لغت نامه دهخدا

بی شریک. [ ش َ ]( ص مرکب ) ( از: بی + شریک ) بی انباز. بی همتا: خدای بی شریک؛ بی همتا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شریک شود.

جمله سازی با بی شریک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وحدت او منزه از عددی بی شریکی ست معنی احدی

💡 هر سو که تو عنان کشی، ای شاه بی شریک تأیید کردگار شریک عنان تست

💡 ای خدای بی شریک ای کردگار بی نظیر از مشیر الملک ظالم داد مظلومان بگیر

💡 تویی که نیست نظیر تو در خردمندی تراست ملک خرد بی شریک و بی انباز

💡 به خواند آیت تبلیغ را به صوت بلند پس از ستایش یزدان بی شریک و نظیر

💡 هر دمی صد جهان نو بینی چون ورا بی شریک بگزینی

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز