سنگ زن

لغت نامه دهخدا

سنگ زن. [ س َ زَ ] ( نف مرکب ) ترازوی کم وزن. ( غیاث ) ( برهان ). ترازویی که یکسر آن کم وزن باشد. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). پله سبک از ترازو و وزنه. ( ناظم الاطباء ):
تو طعنه زنی و ما همه کوه
تو سنگزنی و ما همه طشت.خاقانی.زنان را ترازو بود سنگ زن
بود سنگ مردان ترازوشکن.نظامی.|| دسته ای از دسته های عاشورا مقابل سینه زن که دو چوب یا دو سنگ تراشیده بدو دست داشته و به اصول بمنظور تعزیه به یکدیگر میزنند. ( یادداشت مؤلف ). || سنگ زننده. و رجوع به سنگ و ترکیبات آن شود.

فرهنگ عمید

ترازویی که یک کفۀ آن سبک تر باشد.

جمله سازی با سنگ زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محصول فورج شده به کمک عملیات ماشین کاری و سنگ زنی به شکل نهایی رینگ مورد نظر درمی آید و بخش‌های اضافی فلز از قطعه آهنگری شده حذف می‌شود.

💡 بر سنگ زن پیمانه را در هم شکن در دانه را ویرانه ساز این خانه را با خانه در ویرانه کن

💡 سوم: اینکه در سنگ زنی، هیچ کنترلی بر شکل واقعی ابزار یا دیگر متغیرهای تراش وجود ندارد. به دلیل وجود این متغیرها، سنگ زنی فرایند پیچیده‌ای است.

💡 طرب خواهی دمی بر سنگ زن پیمانهٔ عشرت قدح ها از گداز شیشه پر مل می‌کند شبنم

💡 زین گلستان برگ سبزی خود به کف ناید سلیم همچو اوراق چمن، آیینه را بر سنگ زن

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز