سرو رعنا

لغت نامه دهخدا

سرو رعنا. [ س َرْ وِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سرو خوشنما و آراسته، چرا که رعنا بمعنی زن خویشتن آرا باشد. || گاهی مراد از این معشوق بود. || سرو دورنگ. ( غیاث ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سرو خوشنما و آراسته. یا گاهی مراد از این معشوق بود. یا سرو دو رنگ.

جمله سازی با سرو رعنا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا این دم ای سرو رعنا خرام زتو بوی هجر آیدم برمشام

💡 نخل طوبی در بهشت و سرو رعنا در ارم منفعل از قامت آنسرو سیم اندام ماست

💡 بر لب یکجو مجو آن سرو رعنا را که او هر زمان باشد خرامان بر لب جوئی دگر

💡 رخش گلبرگ خوبی ساز کرده قدش بر سرو رعنا ناز کرده

💡 گهی با سرو رعنا رقص می‌کرد گهی بر یاد نرگس باده می‌خورد

💡 نگویم چون بزی، ای سرو رعنا که تو بهتر ز من می دانی اینها

داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
مجال یعنی چه؟
مجال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز