زیرجامه

لغت نامه دهخدا

زیرجامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) شلوار. تنبان. شلوار زیرین. ازار. سروال. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). ازار. ( آنندراج ). زیرشلواری. شلواری کوتاه یا بلند که در زیر شلوار معمولی پوشند. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ). ازار و پای جامه. ( غیاث ). جامه ای که از کمر تا قدم رامی پوشاند. ( ناظم الاطباء ). جامه نازکی که زیر شلوارپوشند. زیرشلواری. ( فرهنگ فارسی معین ):
گه به لنگوته اش کنند بدل
گه بود زیرجامه در قصار.نظام قاری ( دیوان البسه ).

فرهنگ معین

(مِ یا مَ ) (اِمر. ) جامة نازکی که زیر شلوار پوشند، زیرشلواری.

فرهنگ عمید

شلوار، زیرشلواری.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جامه نازکی که زیر شلوار پوشند زیر شلواری.

ویکی واژه

جامة نازکی که زیر شلوار پوشند، زیرشلوا

جمله سازی با زیرجامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پوشاک غالب مردم روستای رُگبه، لباس محلی است. لباس محلی زنان روستا شامل چادر عبا، ثوب (توری بلند که روی لباس خود می‌پوشند)، زیرجامه و شیله (نوعی مقنعه) می‌باشد. مردان نیز از دشداشه (پیراهن سفید و گشاد و بلند)، چفیه و اعگال (نوعی عرق‌چین) استفاده می‌کنند.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز