لغت نامه دهخدا
زندخوانی. [ زَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) زند خواندن. قرائت زند:
مجوسی ملت هندوستانی
چو زردشت آمده در زندخوانی.نظامی.نه موبد را زبان زندخوانی
نه مرغان را نشاط پرفشانی.نظامی.رجوع به زند و دیگر ترکیبهای آن شود.
زندخوانی. [ زَ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) زند خواندن. قرائت زند:
مجوسی ملت هندوستانی
چو زردشت آمده در زندخوانی.نظامی.نه موبد را زبان زندخوانی
نه مرغان را نشاط پرفشانی.نظامی.رجوع به زند و دیگر ترکیبهای آن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آتش روی گل شبانگاه هر یک سرگرم زندخوانی
💡 تو زاهدی و سوی گروهی بتر ز جهود و زندخوانی