زرین قدح

لغت نامه دهخدا

زرین قدح. [ زَرْ ری ق َ دَ ] ( اِمرکب ) نرگس سپید و زرد. ( ناظم الاطباء ):
کند روشن به نرگس چشم مستان
نهد زرین قدح در صحن بستان.خواجوی کرمانی ( گل و نوروز ).

فرهنگ فارسی

نرگس سپید و زرد

جمله سازی با زرین قدح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چونکه زرین قدحی بر کف سیمین صنمی یا درخشنده چراغی به میان پرنا

💡 ساغر سیمین شکست ساقی زرین قدح پیکر پروانه سوخت شمع زمرد لگن

💡 بغایت شبیه است نرگس به دوست که زرین قدح مانده از چشم اوست!

💡 به زرین قدح باده لعل رنگ روان در کف ساقی شوخ و شنگ

💡 پس آنگه چو جم جام برداشتند ز زرین قدح کام برداشتند