زرین درفش

لغت نامه دهخدا

زرین درفش. [ زَرْ ری دَ / دِ رَ ] ( اِمرکب ) درفشی ساخته از زر. علَمی از طلا:
ستاده ملک زیر زرین درفش
ز سیفور بر تن قبای بنفش.نظامی.ز بس پرنیانهای زرین درفش
هوا گشته گلگون و صحرا بنفش.نظامی. || کنایه از شعاع آفتاب:
همی چاره جست آن شب دیر باز
چو خورشید بنمود چینی طراز
برافروخت از کوه زرین درفش
نگونسار شد پرنیانی بنفش.فردوسی.

فرهنگ فارسی

درفشی ساخته از زر علمی از ط

جمله سازی با زرین درفش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ستاده ملک زیر زرین درفش ز سیفور بر تن قبای بنفش

💡 چو زرین درفشی برآورد زاغ سرش برتر آمد ز افراز باغ

💡 ز بس پرنیانهای زرین درفش هوا گشته گلگون و صحرا بنفش

💡 چو زرین درفشی برآورد راغ بر میهمان شد خداوند باغ

💡 وی به جاروب زرافشان روضه‌ات را خاکروب خسرو زرین درفش نور بخش خاوری

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز