لغت نامه دهخدا
رومی بچه. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) اشک چشم. ج، رومی بچگان. ( فرهنگ فارسی معین ).
رومی بچه. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) اشک چشم. ج، رومی بچگان. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) اشک چشم جمع رومی بچگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر در او شب یکی زنگی غلام صبح رومی بچه ای کافور فام