لغت نامه دهخدا
راست گوینده. [ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کسی که سخن براستی و درستی گوید، مقابل دروغ گوینده و ناراست گوینده:
راست گوینده راست بیند خواب
خواب یوسف که کج نشد دریاب.اوحدی.رجوع به راستگو شود.
راست گوینده. [ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) کسی که سخن براستی و درستی گوید، مقابل دروغ گوینده و ناراست گوینده:
راست گوینده راست بیند خواب
خواب یوسف که کج نشد دریاب.اوحدی.رجوع به راستگو شود.
کسی که سخن به راستی و درستی گوید مقابل دروغ و ناراست گوینده.
💡 راست گوینده راست بیند خواب خواب یوسف که کج نشد، دریاب