از سازمان های اداری نخستین قرون اسلامی. خراج در آغاز به مالیات زمین هایی اطلاق می شد که براثر صلح به دست آمده بود. اما بعدها اصطلاحی عام برای انواع دیگری از مالیات شد. وظیفۀ دیوان خراج بررسی کلیۀ مسائل مالی و ثبت آن در دفاتر و دوایر مربوطۀ دیوانی بود، چنان که در قرون نخستین اسلامی دیگر درآمدهای عمومی حکومت هم در دیوان خراج ثبت می شد. مقدار پرداختی خراج را مقرراتی تعیین می کرد که قانون الخراج می نامیدند، این مقدار پس از اخذ، در دفاتر مخصوص به ثبت می رسید. علاوه بر آن، ثبت کارهایی چون یادداشت های روزانه، پرداخت نفقه، ثبت بدهی، بیلان سالانه، گزارش کارگزار، گزارش وکیل خرج، و اوامر روزانه نیز در دفاتر ویژۀ خود در دیوان خراج صورت می گرفت.
[ویکی اهل البیت] یکی از نخستین دیوان های تشکیل شده در اسلام، که در عین حال یکی از مهم ترین آنها نیز به شمار می رود، «دیوان خراج» یا «استیفا» نام داشت. وظیفه این دیوان سرپرستی بخش بزرگی از امور مالی سرزمین های اسلامی بود. در این دیوان فهرستی وجود داشت که اموال و دارایی های سرزمین اسلامی در آن نوشته می شد. چگونگی گردآوری خراج از سرزمین ها، حواله کردن آنها به مرکز خلافت، چگونگی تقسیم آن بین مسلمانان، و رتبه بندی مسلمانان برای تعیین خراج دریافتی، از جمله وظایف این دیوان بود. با گسترش سرزمین های اسلامی و آشنا شدن مسلمانان با روش های اقتصادی دیگر، از جمله انواع روشهای بهره برداری از زمین به مرور ایام وظایف دیوان خراج نیز گسترده تر و در عین حال، پیچیده تر می شد.
در دوره ای از زمان، محاسبه عایدات عمومی کشور، تنظیم و برآورد هزینه ها و نظارت بر خرج آنها، فهرست برداری از اموال افراد سرشناس به ویژه سلاطین و حاکمان، و نیز اعزام افراد به نقاط مختلف کشور برای گردآوری مالیات، از وظایف دیوان خراج به حساب می آمد. دیوان خراج یا استیفا در نقاط مختلف سرزمین های اسلامی، از ایران تا اسپانیا، وجود داشت. در سرزمین هایی که این دیوان به نام دیوان استیفا نامیده می شد، سرپرست آن مستوفی، مستوفی خاصه یا مستوفی الممالک نام داشت. در ایران تا سده دوازدهم هجری یعنی تا هنگام آشنا شدن ایرانیان با مبانی تمدن جدید و تغییر ساختار اداری کشور به تقلید از غرب، این نهاد وجود داشت و به کار خود ادامه می داد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رجاء بن ابیضحاک یکی از دولتمردان حکومت عباسی و پسر عموی فضل بن سهل بودهاست که مناصبی چون عهدهداری ولایت خراسان، تصدی دیوان خراج مرو و دمشق را در کارنامه دارد. همچنین او مأمور مأمون در انتقال علی بن موسی الرضا از مدینه به مرو جهت انتصاب علی بن موسی به ولایتعهدی بودهاست.
💡 رجاء در زمان مأمون، معتصم و واثق مسئولیت دیوان خراج را بر عهده داشت؛ پس از علی بن موسی الرضا و در زمان خروج مأمون از خراسان جانشین او شد و سپس در دورهای به ولایت جرجان رسید.
💡 سرجون بن منصور، از مسیحیان شام و مشاور معاویه بود. او در حکومت معاویه، کاتب و مشاور او در امر حکومت بود و مسئولیت نوشتن دیوان خراج وی را بر عهده داشت سرجون دشمنی زیادی با پیامبر اسلام داشت.