لغت نامه دهخدا
اشک لاله گون. [ اَ ک ِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک سرخ. ( آنندراج ). رجوع به اشک پیازی و اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی و اشک خونین و اشک عقیقی و اشک گلگون و اشک لاله فام شود.
اشک لاله گون. [ اَ ک ِ ل َ / ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک سرخ. ( آنندراج ). رجوع به اشک پیازی و اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی و اشک خونین و اشک عقیقی و اشک گلگون و اشک لاله فام شود.
اشک سرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرخ رویم همچو گل ای سرو ازین معنی که هست آب روی من ز اشک لاله گون خویشتن
💡 امروز نیست چشم مرا اشک لاله گون زین زخم عمرهاست که خوناب می چکد
💡 حیف است حیف سوخته گردد کباب ما کز اشک لاله گون نمک خوان آتشیم
💡 دانی که چیست بر رخم این اشک لاله گون عشقت چکاند از دل من قطره های خون
💡 تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده شهید عشق ترا شست و شو بخون کرده
💡 ز اشک لاله گون مگذار خالی چشم را صائب که چون ساغر تهی گردید بر دل بار می باشد