لغت نامه دهخدا
اشک گلگون. [ اَ ک ِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک سرخ. ( آنندراج ):
گر کُمیت ِ اشک گلگونم نبودی گرم رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع.حافظ ( دیوان چ قزوینی - غنی ص 199 ).و رجوع به اشک پیازی و اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی و اشک خونین و اشک عقیقی شود.