اشک گلگون

لغت نامه دهخدا

اشک گلگون. [ اَ ک ِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک سرخ. ( آنندراج ):
گر کُمیت ِ اشک گلگونم نبودی گرم رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع.حافظ ( دیوان چ قزوینی - غنی ص 199 ).و رجوع به اشک پیازی و اشک جگرگون و اشک حنائی و اشک خون آلوده و اشک خونی و اشک خونین و اشک عقیقی شود.

فرهنگ فارسی

اشک سرخ

جمله سازی با اشک گلگون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دفتر عشق هر که فردی دارد اشک گلگون و چهر زردی دارد

💡 دید شمعی راکه با صد سوز ودرد اشک گلگون میرود بر روی زرد

💡 به میدان چشم اشک گلگون فشاند تکاور به قصر پری‌دخت راند

💡 من چگویم دل یغما ز محبت چون شد اشک گلگون و رخ زرد گواه دگر است

💡 آنقدر من در فراقش اشک گلگون ریختم چون شفق خون می‌دمد از شام هجرانم هنوز

💡 یاد آن فرصت که بر روی تو هنگام سحر از سرشک اشک گلگون می‌زدم جای گلاب!

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز